فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

45

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

چون در بازار است كه مردان دو درس مهم دربارهء امانت و خيانت و به عبارت ديگر ، روش « دوگانه بازرگانان » را مىآموزند . پدر حاجى بابا با فرستادن پسرش به بازار اطمينان داشت كه وى نبض عادات و سنن ايرانى را به دست گرفته است . وى مدت شانزده سال در بازار به سر برد . بىشك حاجى بابا قسمتى از اين اوقات را در دروازه‌هاى بازار پايين نقاره‌خانه و قسمت ديگر را در اطراف دروازه‌هاى بازى گوى و چوگان به بطالت گذرانيده است . پهناى اين دروازه‌ها به اندازه‌اى است كه يك شاگرد دكان لاغراندام مىتواند خود را در پشت آن پنهان سازد . در عين حال گردى آن به حدى است كه مىتواند سوءظن يك استاد مراقب را هنگامى كه متهم گريزپا در اطراف و جوانب به گردش و طفره زدن مشغول است جلب نمايد . ولى اگر خوشبختى نصيب وى شود و در آن موقع كسى از آنجا عبور كند ، شاگرد مزبور مىتواند خود را پشت عابر مخفى كند و سلامت به در رود . پس از اينكه حاجى بابا فنون بىشمارى را ، كه لازمهء كار يك شاگرد دكان بازار است ، آموخت تصميم گرفت تا از يك مرد روحانى ، كه هفته‌اى يك بار براى اصلاح به دكان پدرش مراجعه مىكرد ، قرائت قرآن و نوشتن بياموزد . در اين موقع وى مىتوانست بدون اينكه دستش بلرزد ، سر و صورت بعضى از مشتريان فقير پدر خود از قبيل ساربانان و قاطرچيها را اصلاح كند . علاوه بر اين ، طرز اجراى انواع غسلها را ، كه در ايران قبل اداى فرايض مذهبى بايد انجام داد ، ياد گرفت . توأم با اين خصايص آواز خوشى نيز داشت و مىتوانست اشعارى از شعراى شيراز را ، يعنى حافظ و سعدى ، با صداى خوش بخواند . هنرى كه در آن زمان درهاى محافل و مجالس بزم و سرور جوانان متجدد اصفهانى را به روى او مىگشود . بنابراين ، حاجى مجهز به كليهء اين سلاحها براى آغاز قسمت دوم مسافرت خود در ايران ، كه در ضمن آن با بدبختى و نيك‌بختى مواجه شد و با مردم و طبقات مختلف از جمله تركمنها و روسها و شعراى دربارى و سفرا و بازرگانان و سقايان و درويشان و پزشكان و سربازان و جلادان و آخوندها و زنهاى بيوه سروكار پيدا كرد ، آمادگى داشت . دقت و موشكافى موريه هنگام تجسم اين صحنه‌ها به قدرى است كه مورد تأييد ايرانيان روشنفكر و تحصيل‌كرده نيز واقع شده است . به طورى كه وقتى اين كتاب به فارسى برگردانده شد آنها اصرار داشتند كه متن اصلى اين كتاب به فارسى بوده و بعد به زبان انگليسى ترجمه شده است . اگر موريه فردا به بازارهاى اصفهان باز گردد ، تغييرات چندانى در وضع آنجا نخواهد ديد ؛ به جز اينكه عمامه تبديل به كلاه پهلوى شده و وضع ظاهر بازرگانان نيز به فرنگيها